تبليغاتX
عشق پوشالی
عشق پوشالی


عشق پوشالی








توکتاب قصه مااین رمان عاشقانه،

سهم توتمام من بود سهم من اوج ترانه.

آخرین فصل کتابوکسی باورش نمی شه،

خودتم فکرنمی کردی که بری واسه همیشه!

آخرقصه چه بد بود،

یه سفربه خیرساده،

من وانتظارممتد،

تووبی مرزی جاده،

وقت معراج ترانه،

توواسم قوت بالی،

حالاتوهق هق گریه ام،

جای شونه توخالی!

خاطره هات رونگه دار!

ای مسافربه سلامت!

یکی اینجا چش به راته،

حتی تا روز قیامت.

+ نوشته شده در  88/03/18 ساعت 13:30  توسط ترانه  | 


کاش می شدباتوبودن رانوشت/

تاکه زیبارا کشم برهرچه زشت/

کاش می شد روی این رنگین کمان/

می نوشتم تا ابدبامن بمان/

(تقدیم به عزیزترین کسم جوجه طلا)

 

+ نوشته شده در  88/03/18 ساعت 13:28  توسط ترانه  | 


من صبورم اما...

به خدادست خودم نیستاگرمیرنجم

یااگرشادیزیبای تورا

به غم غربت چشمان خودم می بندم

من صبورم اما...

چقدرباهمه ی عاشقی ام محزونم

وبه یادهمه خاطره های گل سرخ

همه تیرگی تنگ غروب

وچراغی که توراازشب متروک دلم دورکند

من صبورم اما...

آه این بغض گران صبر چه میداند چیست؟

+ نوشته شده در  88/03/18 ساعت 13:22  توسط ترانه  | 


با استکان قهوه عوض کن دوات را بنویس توی دفترمن چشم هات را برروزهای مرده ی تقویم خط بزن واکن تمام پنجرهای حیات را خواننده کتیبه ی چشم ولبت منم پررنگ کن به خاطرمن این نکات را مارافقط به خاطر هم آفریده اند آن گونه ای که خواجه وشاخه نبات را نام توبانسیم نیشابور میرود تااز غبارغم بتکاند هرات را تا پلک میزنی همه گمراه می شوند برروی مامبند کتاب نجات را
+ نوشته شده در  88/03/18 ساعت 10:45  توسط ترانه  | 


به نام خدای یکتا

سلام دوستای عزیز سال نو رو به تمام گلای سرسبز ایران زمین تبریک میگم امیدوارم سال خوبی رو داشته باشید وشادوبهروزباشیدسر سفره هفت سین مارو هم دعا کنید

+ نوشته شده در  87/12/21 ساعت 9:43  توسط ترانه  | 


سلام بچه ها شانزده آذر تولدم  بود ولی کسی تولدم تبریک نگفت
+ نوشته شده در  87/09/24 ساعت 14:17  توسط ترانه  |